سلام در این 2 هفته گذشته چند تا متن نوشتن که میخواستیم در اینجا بگذاریم اما به دلیل کمبود زمان اصلا وقت نشد باید با خدا یه گفتوگویی بکنیم وقتشو یخورده بیشتر بکنه وقته هر روز رو میگم یه 27 یا28 ساعایش بکنه
راستی یک سری عکس به طور کاملا محرمانه از مدل مویه یه بنده خدایی تومترو گرفتم که ببینید .....میزارم بعدا
تازه به یکی از فواید پیاده گز کردن واستفاده از وسایل و امکانات عمومی پی بردیم انقده از بنده خدا عکس گرفتم که کاملا تابلو شده و مورد تماشای ملت قرار گرفتیم بعد از رفتن پسره کلی خواستار برای بلو... این عکس ها داشتیم
اپیزت اول: از جلو نزدیکی های باشگاه راهن رد میشویم بسکتبال
سیامک (دوستم):حمید بریم یه سر بزنیم ببینیم علی اقا (مربی تیم) میزاره بازی کنیم تست میگیره
من: اخ میدونی چقذه حوس کرم سیا..
اپیزت دوم : توسالن.....
سلام علی اقا ....به به حمید جووووون نیستی.......
من : جان ...قربان شما .......احوال پرسی
.
.
.
.
علی اقا میخواستیم تو تیم بازی کنیم
متولد چن بودی حمید. ..............................
من: اره هزازو دویستو نه سیصدو.....
سیامک در اینجا نقش چقندر و بازی میکنه
علی اقا: سنت زیادشده ما دیگه از 1370 به بعد برا نوجوانان میگیریم
من دهنم وا مونده
یعنی این نره قولا ( 2 برار من هیکل ) همه 1370 به بعدن
اپیزت سوم
میتونی تو جوانان پیش فلانی تو فلان جا تمریم کنی
سیامک میگه بیا بریم حمید دیگه پیر شدی رفت
یعنی الان 1370 میشه نوجووون پس ماچی میشیم اونوقت میان سال اینا
نگاه خوشبینانه: ای خدا شکرت هفته ها وروز هات انقده داره حال میده گزرش رو اصلا نمی فهمیم
اپیزت چهارم
تو اونجا یکی از بچه های هم سن هم بازی خودمون هم دیدیم میگفت اره با قدیمیا کار نداره ولی برا ورودی جدید از 70 به بعد میگیره منو میگی انقده خوشحال شدم که نگو زیاد هم هفته ها و روز ها نگزشتن البته تو بسکتبال کمی هم شناسنامه رو دسکاری میکنن که بتونن تو نوجوانان بازی کنن